محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
129
تاريخ الطبرى ( فارسي )
نيز همراه برد و آن را حايل ميان مردان و زنان كرد و ده روز از رجب رفته بود كه به كشتى نشستند و روز عاشوراى محرم از آن در آمدند و روزه دارى كسان به روز عاشورا از همين است و آب از دو سوى آمد چنان كه خدا عز و جل فرمود و درهاى آسمان را بگشوديم و چشمه ها را باز كرديم و آب چنان كه مقرر بود به هم رسيد . و آب دو نيمه بود يك نيم از آسمان و يك نيم از زمين و پانزده ذراع از بلندترين كوه زمين بالاتر رفت و كشتى آنها را ببرد و مدت شش ماه به دور زمين بگردانيد و هيچ جا قرار نگرفت تا به حرم رسيد و به آنجا در نيامد و يك هفته به دور حرم بگشت و خانه اى كه آدم عليه السلام بنياد كرده بود و بيت المعمور نام داشت به آسمان رفته بود كه غرق نشود و حجر الاسود بر ابو قبيس بود و چون به دور حرم بگشت به ديگر جاهاى زمين رفت تا به جودى رسيد كه كوهى در سفلاى سر زمين موصل است و پس از شش ماه آرام گرفت و خدا گفت : « قوم ستمگران دور باشند » و چون بر جودى قرار گرفت خدا گفت : « زمين آب خويش فرو خور و آسمان آب خويش بر گير و آب فرو رفت » . و آبى كه از آسمان فرود آمد درياهاست كه مىبينيد و آخرين بقيهء طوفان بر زمين آبى بود كه چهل سال پس از طوفان در حسمى به جا بود آنگاه برفت و تنورى كه جوشش آن ميان خداى جل ذكره و نوح نشانه بود تنور سنگى حوا بود كه به نوح رسيده بود . از حسن روايت كردهاند كه تنور سنگى حوا به نوح رسيده بود و به دو گفته شد « وقتى آب از تنور بجوشيد با يارانت به كشتى نشين . » دربارهء تنورى كه خدا عز و جل جوشش آب آن را ميان خود و نوح نشانه نهاده بود اختلاف كردهاند . بعضى گفتهاند به هند بود .